![]() |
![]() |
|
| shear o matn |
|
اگر نامه ام با نام تو آغاز می شد، اگر دفترم با یک اشارۀ تو باز می شد، اگردستهایم با نفس تو گرم می شد، اگر دلم با لبخند تو نرم می شد، اگر پشت درهای بسته نبودم و اگر از روزگار خسته نبودم، باز می توانستم همسایۀ یاس باشم یا همبازی پروانه ای بااحساس باشم. اگر دیوارهای سرد روبروی من قد نمی کشیدند ، اگر بادهای ولگرد سیبهایم را از شاخه نمی چیدند ، اگر آرزوهای ریز و درشتم پرپر نمی شدند، اگر گوش فلک کر نمی شد، اگر همۀ رودخانه ها آرام بودند، اگر زمین و زمان رام بودند، اگر لباس فطرتم آلوده نیرنگ نمی شد و اگر دل دریای ام سنگ نمی شد، باز می توانستم با ستاره ها تا صبح بیدار باشم یا عاشقانه در حسرت دیدارباشم. اگر افتادن برگ را باورمی کردم، اگر آمدن مرگ را باورمی کردم، اگر از عشق غافل نمی شدم، اگر این همه عاقل نمی شدم، اگر تپش قلب تو را فراموش نمی کردم، اگر فانوسهای خاطره را خاموش نمی کردم، اگر با اتفاقی که افتاد نمی رفتم و اگر از یاد تو چون باد نمی رفتم، باز می توانستم با تو آغاز شوم یا درون غنچه بمانم و راز شوم. اگر کوچه های زندگی بن بست نبود، اگر دل ساده ام بت پرست نبود، اگر پیوسته سبزه ها و درختان را دعا می کردم، اگر نیمه شبها تو را صدا می کردم، اگر از همه جا بی خبر نمی شدم و اگر بستۀ کاش و اما و اگر نمی شدم، باز می توانستم نام تو را بر زبان بیاورم یا لااقل دستی به سوی آسمان بیاورم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط mohammad f |
|
|
در انتظار چیستی ؟؟؟
اینجا هنوز تاریکی ست در انتظار چیستی ؟؟؟
اینجا هنوز تاریکی ست تو به ازدحام کدامین کوچه ی خوشبخت خواهی نگریست ولی دیریچه مسدود است ... تو به ازدحام کدامین کوچه ی خوشبخت خواهی نگریست ولی دیریچه مسدود است ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط mohammad f |
|
|
zendegi jadvali ast ke jayezeye por kardane khterate on marg ast
zendegi shahde gol ast zanboore zaman mikhoradesh onche mimanad asale khaterehas |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط mohammad f |
|
|
سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط mohammad f |
|
|
برای همه ی آنهایی که بی تقصیرند :
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند ، تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست .
زندگی شیبی ست ؛ عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم و ترتیبی ست ، و اما تو، قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند .
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ؛ بوسه ، عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد . قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم . قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند . قرار بود هرکس به هوای نشکستن دل خودش بماند .
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد . قرار تنها بر بی قراری بود و بس گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد ، اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد ، مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند .
زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط mohammad f |
|
|
نميدونم امشب چه حالی دارم و چی مينويسم... فقط ميدونم دارم تو کوچه روياهات قدم ميزنم ... هر چی ميام جلو تر ازت دور تر ميشم ... همه کوچه بوی تو رو ميده بوی نفسهات ...که از ته صدات منو ميخونه... تنها چيزی که باور نميکنم ديدنته... شده برام يه آرزوی محال ... هيچ وقت کنارم نيستی ...اين فقط خيال تو که منو دنبال ميکنه... چقدر شيرينه رويايی که رنگ از وجود تو ميگيره ... چقدر آرامش بخشه وقتی که حتی در خيال پيش منی ... وجودت حتی رويات بهونه موندنمه...پس اونو ازم نگير |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط mohammad f |
|
|
قصه ناگفتني عشق
عشق در باغ ها نمي رويد , عشق در بازار فروخته نمي شود . هر آنكوآنرا ميطلبد , شاه يا گدا , سرش را ميدهد تا بستاندش . چه بسياري كه كتاب هاي بزرگ را خواندند و مردند . هيچ يك هرگز نياموختند . دو حرف و نيم در عشق . هر كه ميخواند , مي آموزد . باريك است را ه عشق . هرگز دو را در آن جاي نيست . تا من بودم خدا نبود . حالا كه او هست , من نيستم . كبير ميگويد : ابرهاي عشق , باريدند روي من , قلبم را خيساندند , جنگل درونم را سبز كردند . يك قلب تهي از عشق – باز هم , خدا چشيده نشده . اينگونه است انسان , در اين جهان : عروجش بي ثمر . برانگيخته , مجذوب با نام او – مست عشق نشئه از رويتش . چه تشويشي ؟ براي رهايي ؟ قصه عشق ,ناگفتني , هرگز گفته نشده است . گنگ شيريني را مي چشد – لذت مي برد ... و لبخند مي زند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط mohammad f |
|
|
حسادت می کنم به رنگ ديوار، وقتی اتفاقی سايش بدنت به پوستش را حس می کند. حسادت می کنم به برگ گياه، وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده می کند و بی تاب و چرخان و حسادت می کنم به پدرت، وقتی در زير نور گرم به او لبخند ميزنی. و به تختت که همه روز به هم آغوشی شبت پريشان و بهم ريخته است. و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه می چشد. و به کوچه ات، درختهای باغچه ، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط mohammad f |
|
|
-معانی سمبلیک گلها گل رز: - نيلوفر آبي: حقيقت. - نرگس: غرور - خود بيني. - بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني. - سوسن سفيد: دوشيزگي - پاكي. - اقاقيا: عشق پاك - عشق پنهاني. - كاكتوس: پايداري - استقامت. - كامليا صورتي: "در آرزوي تو هستم" |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط mohammad f |
|
|
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه میره یک گوشه پنهون میشینه اونجا رو مثل یه زندون میبینه غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط mohammad f |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام از این که با دوستای جدیدی آشنا میشم خیلی خوشحالم. محمد
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته چهارم تیر 1384 |
| پیوندها |
|
محمدمهدی ن عزیزم موسی الرضا خ عزیزم تک ضربان قلبم الهام |
|
RSS
|